آیا رستاخیز برای حیوانات هم وجود دارد
شک نیست که نخستین شرط حساب و جزا مسئله عقل و شعور و بدنبال آن تکلیف و مسئولیت است طرفداران این عقیده می گویند مدارکی در دست است که نشان می دهد حیوانات نیز به اندازة خود دارای درک و فهمند از جمله: زندگی بسیاری از حیوانات آمیخته با نظام جالب وشگفت انگیزی است که روشنگر سطح عالی فهم و شعور آنها است کیست که دربارة مورچگان و زنبور عسل و تمدن عجیب آنها و نظام شگفت انگیز لانه و کند و سخنانی نشنیده باشد و بر درک و شعور تحسین آمیز آنها آفرین نگفته باشد گرچه بعضی میل دارند همه اینها را یک نوع الهام غریزی بدانند اما هیچ دلیلی براین موضوع در دست نیست که اعمال آنها به صورت غریزه و بدون عقل انجام میشود چه مانعی دارد که این اعمال همانطور که ظواهرشان نشان می دهد ناشی از عقل ودرک باشد بسیار میشود که حیوانات بدون تجربه قبلی در برابر حوادث پیش بینی نشده دست به ابتکار می زنند مثلا گوسفندی که در عمرش گرگ را ندیده برای نخستین بار که آن را میبیند به خوبی خطرناک بودن این دشمن را تشخیص داده و به هر وسیله که بتواند برای دفاع از خود و نجات از خطر متوسل میشود علاقهای که بسیاری از حیوانات تدریجا به صاحب خود پیدا میکنند شاهد دیگری برای این موضوع است بسیاری از سگهای درنده و خطرناک نیست و صاحبان خود و حتی فرزندان کوچک آنان مانند یک خدمتگذار مهربان رفتارمیکنند داستانهای زیادی از وفای حیوانات و اینکه انها چگونه خدمات انسانی را جبران میکنند.
در کتابها و در میان مردم شایع است که همه آنها را نمیتوان افسانه دانست و مسلم آن است که آنها را به آسانی نمیتوان ناشی از غریزه دانست زیرا غریزه معمولا سرچشمه کارهای یکنواخت و مستمر است اما اعمالی که در شرایط خاصی که قابل پیش بینی نبوده بعنوان عکس العمل انجام میگیرد به فهم و شعور شبیه تر است تا غریزه و یا امروزه بسیاری از حیوانات را برای مقاصد قابل توجهی تربیت میکنند سگهای پلیس برای گرفتن جنایتکاران کبوترها برای رساندن نامه ها و بعضی از حیوانات برای خرید جنس از مغازه ها و حیوانات شکاری برای شکار کردن از همه اینها گذشته در آیات متعددی از قرآن مطالبی دیده می شود که دلیل قابل ملاحظه ای برای فهم و شعور بعضی از حیوانات محسوب میشود. داستان فرار کردن مورچگان از برابر شکر سلیمان ـ داستان آمدن هدهد به سباویمن منطقه و آوردن خبرهای هیجان انگیز برای سلیمان شاهد این مدعاست.
در روایت اسلامی نیز احادیث متعددی در زمینه رستاخیز حیوانات دیده میشود از جمله از ابوذر نقل شده که میگوید ما خدمت پیامبر بودیم که در پیش روی ما دو نیز به یکدیگر شاخ زدند پیامبر فرمود.
میدانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند حاضران عرض کردند نه پیامبر فرمود ولی خدا میداند چرا؟ و به زودی در میان آنها داوری خواهد کرد در روایتی از طریق اهل تستن از پیامبر نقل شده که در تفسیر این آیه فرمودند.
ان الله یحشر هذه الامم یوم القیامه و یقتص من بعضها لبعض حتی یقتص للجماء من القرناء خداوندتمام جنبندکان راروزقیامت برمی انگیزدوقصاص بعضی ازبعضی دیگررا میگیرد حتی قصاص حیوانی که شاخ نداشته و دیگری بیجهت به او شاخ زده است از او خواهد گرفت در آیه 5 سورة تکویر نیز میخوانیم و اذالوحوش حشرت هنگامیکه وحوش محشور میشوند اگر معنی این آیه را حشر در روز قیامت بگیریم یکی دیگر از دلایل نقلی بحث فوق خواهد بود.
اگر آنها رستاخیز دارند تکلیف هم دارند.
آیا میتوانیم قبول کنیم که حیوانات تکالیفی دارند با اینکه یکی از شرایط مسلم تکلیف عقل است و به همین جهت کودک و یا شخص دیوانه از دایره تکلیف بیرون است؟ آیا حیوانات دارای چنان عقلی هستند که مورد تکلیف واقع شوند؟ و آیا میتوان باور کرد که یک حیوان بیش از یک کودک نابالغ و حتی بیش از دیوانگان درک داشته با شدو اگر قبول کنیم که آنها چنان عقل ودرکی ندارندچگونه ممکن است تکلیف متوجه آنها شود در پاسخ باید گفت که تکلیف مرحله ای داردو هر مرحله ادراک عقل متناسب خود می خواهد تکالیف فراوانی که در قوانین اسلام برای یک انسان وجود دارد به قدری است که بدون داشتن یک سطح عالی از عقل و درک انجام آنها ممکن نیست و ما هرگز نمیتوانیم چنان تکالیفی را برای حیوانات بپذیریم زیرا شرط آن در آنها حاصل نیست اما مرحلة ساده و پایینتری از تکلیف تصور میشود که مختصر فهم و شعور برای آن کافی است ما نمیتوانیم چنان فهم و شعور و چنان تکالیفی را بطور کلی درباره حیوانات انکار کنیم حتی درباره کودکان و دیوانگانی که پارهای از مسائل را میفهمند انکار همه تکالیف مشکل است اگر نوجوان 14 ساله که به حد بلوغ نرسیده ولی کاملاً مطالب را خوانده و فهمیدهاند در نظر بگیریم اگر آنها عمداً مرتکب قتل نفس شوند در حالی که تمام زیانهای این عمل را میدانند آیا میتوان گفت هیچ گناهی از آنها سر نزده است قوانین کیفری دنیا نیز افراد غیر بالغ را در برابر پارهای از گناهان مجازات میکند گرچه مجازتهای آنها مسلماً حفیفتر است بنابراین بلوغ و عقل کامل شرط تکلیف در مرحله عالی و کامل است در مراحل پایینتر بعضی در مورد پارهای از گناهانیکه قبح و زشتی آن برای افراد پایینتر ونیز کاملاً قابل درک است بلوغ و عقل کامل را نمیتوان شرط دانست